فريادرسی

الهی

 

                                                          

         الهی رهایم نکن

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        چهارشنبه ٢٩ خرداد ،۱۳۸٧ - شيدا

ای جدا کننده حق از باطل

الهی

 به تو پناه میاورم از وسوسه و مکر شیطان مکری که باطل را در نظرمان میارآید

 تاحق را نبینیم و ما را وا میدارد تا از سر وهم و گمان حقی را نا حق یا

 ناحقی را حق جلوه دهیم وهمچون نادانان و کوته نظران بی آنکه خود چیزی را

 دیده یا دانسته باشیم حکم برانیم و به قضاوت بنشینیم تا حق پوشانده شود

 خدایا یک دم ما  را به خود وا مگذار ودستانمان را رها نکن

 حتی اگر زمین بلرزد وخورشید تیره شود و آسمان در هم پیچد

آمین یا رب العالمین

                                                                           صحیفه سجادیه

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        پنجشنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸٦ - شيدا

ای فريادرس

یا غیاث المستغیثین

ای فریادرس اونهایی که فریادرسی ندارن

خدایا امشب میخوام  تمام غم وغصه ها مو ، درد دلامو ، گله و شکایتهامو بیارم

پیش خودت آخه تو گفتی (‌‌الیس بکاف عبده : آیا من برای بنده هام کافی نیستم )

خدایا منم اومدم تا درد دلمو به خودت بگم ، تو رو وکیل خودم کنم ، چون توبرای

من کافی هستی توبهترین وکیلی تو بهترین فریادرسی برای اونهایی که هیچ فریادرسی

 ندارن پس همه چیز را به دستهای پر توان تو میسپارم . . .

ای همه هستی ام

                                                         افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        دوشنبه ٢۸ آبان ،۱۳۸٦ - شيدا

يا ضامن آهو

الهی تسلیمم و خدمتگزار

حتمآ شنیدید که میگن هر مشکلی داری برو پیش امام رضا

درسته هر مشکلی داریم باید بریم در خانه امام رضا اما من فکر میکنم این به این معنی

 نیست که بریم و از امام رضا بخواهیم تا مشکلمون حل بشه نه بلکه بخاطر اینه که اون

 بزرگواربه مقام رضا رسیدند که بالا ترین مقام معنویه یعنی ایشون راضی بودن به رضای

 خداوند و هیچ چیزی رو برتر از رضای معبود نمیدونستند پس منم به پیشگاه ایشون میرم و

از ایشون میخواهم تا کمکم کنند که منم بنده راضی خداوند شوم وبه جای شکوه وناله راضی

باشم به آنچه که خداوند برایم مقدر کرده وتسلیم او باشم .

 تسلیم و خدمتگزار

                                                                                  آمین یا رب العالمین   

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        یکشنبه ۱۱ شهریور ،۱۳۸٦ - شيدا

 

یا رّب

چه کسی جز تو میتواند مربی و راهنمای من باشد در روزهای ابری و آفتابی

 اکنون فقط تو را میخواهم فقط به تو نیازمندم وتنها تو را میطلبم

با من بمان که ظلمت شب فرا میرسد وقتی که هیچ یاوری نیست

در این تاریکی چه چیزی جز لطف تو میتواند ترس ها را در هم بشکند

ای همه عشق من

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        سه‌شنبه ٢۳ امرداد ،۱۳۸٦ - شيدا

ای وفا کننده به عهد

یا وَفی

وقتی خداوند تمام چیزهایی رو که برای امتحان ایوب از او گرفته بود بهش برگردوند

به او فرمود : تو قسم خورده بودی  تا همسرت را صد ضربه بزنی و میدانم که او را

بی گناه متهم کرده بودند اما تو صد شاخه نعنا بردار و با آن یک ضربه به همسرت بزن

تا به عهدی که بسته بودی وفا کنی زیرا ما نمیخواهیم که تو از عهد شکنان باشی ...

هنگامی که این آیه را خواندم تنم لرزید حتی ایوب که پیامبر خداست حق ندارد عهدش را

 با خداوند بشکند ، پس چطور ما این قدر راحت عهد هایمان با خداوند را میشکنیم بدون

هیچ دلیل . . .

ای خداوندی که به عهدهای خود وفا میکنی و عهد شکنان را جزا میدهی یاریم کن تا به

عهد ها و پیمانهایی که با تو بسته ام وفادار بمانم.

                                                                               آمین یا رب العالمین

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        جمعه ۱۸ خرداد ،۱۳۸٦ - شيدا

 

هوالحّی

چند وقت پیش نشریه اخبار کودکانه نظرم رو به خودش جلب کرد نشریه ای بسیار متفاوتی بود با ساختاری منحصر به فرد وقتی داشتم اونو میخوندم یکی از عنوانها برام خیلی جالب بود عنوان مطلب این بود « نامه ای به خدا» وقتی خوندمش دیدم که طی فراخوانی از بچه ها خواسته بودن که نامه ای به هر شکلی که دوست دارن برای خدا بنویسن با خودم فکر کردم چه حرکت زیبایی همیشه صحبت با خدا و در باره خدا خیلی برام جذابیت داره این بود که همه اونا رو خوندم  یکی از بچه ها این طور نوشته بود :

« خدایا وقتی ما نمیدونیم تو کجایی ، پس چطور میتونیم بهت نزدیک بشیم»

خیلی در این مورد فکر کردم و دیدم نه تنها بچه ها بلکه بزرگترها هم گاهی اوقات همین طور فکرمیکنند و یا خداوند رو خیلی دور از خودشون میدونند .

نمیدنم شاید علتش اینه که خداوند اونقدر به ما نزدیکه که گاهی حضورش رو فراموش میکنیم خداوند در قران میفرماید: من از رگ گردن به شما نزدیکترم ویا در جای دیگر میفرماید: من بین شما و قلبتون حائلم .

من فکر میکنم همانطور که چشمهای ما اونقدر به ما نزدیکن که نمیتونیم ببینیمشون و فقط وقتی اونا رو میبندیم متوجه نبودنشون میشیم و شدت نیازمونو بهشون احساس میکنیم برای احساس حضور خداوند هم فقط کافی چشمامونو بروی همه چیز جز او ببندیم تا عظمت و جلال او رو هر چه بیشتر و بیشتراحساس کنیم .  .  .

 http://weblog.akhbare-koodakane.com/

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        سه‌شنبه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - شيدا

 

یا شدید العقاب

روزی مردی به همراه دوستش از جنگلی عبور میکرد ناگهان ، صدای رعد و برقی

 از آسمان شیده شد . آن مرد از صدای غرش رعد به شدت وحشت نمود و به زمین افتاد .

د وستش که شاهد ترس و وحشت او بود گفت : این صدای رحمت اوست که این سان

ترسناک است ، وای که طنین غضبش چگونه خواهد بود ؟

ای خدایی که سخت عقوبت میکنی از غضبت به تو پناه میبرم که جز به درگاه تو راه گریزی

نیست . . .

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        جمعه ۳۱ فروردین ،۱۳۸٦ - شيدا

ای هميشه زنده

هوا لحّی

روزی مردی با تمام وجود میگریست صاحب دلی او را دید و به او گفت : چرا این قدرگریه

میکنی . مرد در حالی که بغض راه گلویش را بسته بود گفت : بهترین دوستم مرده است و

من بسیار غمگینم و نمیتوانم خودم را کنترل کنم .

مرد صاحب دل سکوت پر معنایی کرد و سپس گفت : خوب چرا با کسی دوست نمیشوی که

هرگز نمیرد . . .

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        یکشنبه ۱٢ فروردین ،۱۳۸٦ - شيدا

 

یا مقلب القلوب

این روزها هر کسی بهم میرسه میگه خونه تکانی کردی؟

نمیدونم چرا وقتی این جمله رو میشنوم تو دلم میلرزه با خودم میگم  هنوز دو هفته دیگه مونده

خوبه که تاریخ دقیق رو میدونم پس خیالم راحت میشه چون هنوز وقت برای خانه تکانی هست

ولی نمیدونم تاریخ مرگم چه موقع است .

خدایا ترسی تو دلم افتاده که نپرس  نمیدونم اگه فردا ، پس فردا ویا یه روزی که نمیدونم

نزدیک یا دور موقع اون تحول عظیم برسه زمانیکه باید بار سفر ببندم و به دیدار تو بیام آیا

آماده هستم آیا خانه دلمو از کینه و نفرت پاک کردم آیا همه کارامو انجام دادم آیا به همه

حسابهام رسیدگی کردم  خلاصه آیا آماده برای دیدار تو هستم . . .

نمیدانم  نمیدانم  نمیدانم

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        سه‌شنبه ۱٥ اسفند ،۱۳۸٥ - شيدا