یا محیط

روزی شخصی سراسیمه وارد کاخ سلیمان شد و ازسلیمان خواست تا

او را به نقطه دوری بفرستد سلیمان از او پرسید مگر چه شده او گفت:

در کاخ توعزرائیل را دیدم که نگاهی خشمگین به من کرد ومن بسیار

ترسیدم و اکنون از تو میخواهم تا مرا یاری کنی .

سلیمان به باد که تحت فرمانش بود امر کرد تا او را به هندوستان که

فرسنگها دور از آنجا بود ببرد.

فردای آن روزعزرائیل به دیدار سلیمان آمد ، سلیمان به او گفت: چرابه

آن مرد با خشم نگاه کردی .

عزرائیل گفت من با خشم به اونگاه نکردم بلکه با تعجب به او نگریستم

زیرا خداوند به من امر کرد تا امروز جان او را در هندوستان بگیرم

 وقتی اورا در کاخ تو دیدم بسیار تعجب کردم و با خود اندیشیدم که او

 اگر صد بال داشته باشد نمی تواند یک روزه به هندوستان رود ...

ای خدایی که به همه چیز احاطه داری  از درگاه تو به جز به خود تو

به کجا می توان پناه برد ؟ 

 

/ 20 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هپی

سلام عزیزم..... خوبی؟ واقعا هر چه را که خدا تعیین کرده باشه من نوعی ناتوان قادر به تغییر ان نیستم.... مگر اینکه دعا کنیم خدا برامون سرنوشت خوبی مقدر کرده باشه..... مرسی که بهم سر زدی..... خوشحال شدم گلم

دلخون

سلام دوست گرامي: با دلنوشته « فردا كجايم» چشم براه عطر افشانی شما يارمهربان هستم بشتاب بيا كه رخت بر مي بندم از دامن تن براي آن دلـنـــــبدم http://dalnevshth.persianblog.ir/

هپی

برنامه ی امشب سینماهای تهران "هپی به روز شد" با شرکت : آنهپیلا جولی ، براد هپی ، محمد رضا هپی زار و هپیناز افشار!! سینماهای : هپی آفریقایی ، هپی آسیایی ، هپی عصر مدرن(جدید) ، هپی قدسی !! برنده ی هپیمرغ بلورین و نامزد بهترین فیلم سال!!!

آتش روح

سلام به دوست خوبم در وب لاگ. از نظرت در وب لاگ ممنونم .با یه داستان واقعی و متحول کننده چطوری؟؟؟ پس یه سر بیا اونورا..به امید دیدارت...

فرزاد

سلام آخرين آپ وبلاگ رو انجام دادم . خوشحالم ميکنی اگه بيای.

رضا

خداوندا اگر باید هنوزم به راه وصل تو عمری بسوزم ز مژگان سوزن و با تاری از عشق به پیکر جامه عشق تو دوزم بسوزانم بسوزانم بسوزانم بسوزان خداوندا به پاکان تو سوگند اگر که بگسلی بند من از بند ز خاک من دمد گل های لاله به هر برگش زند نام تو لبخند بسوزانم بسوزانم بسوزانم بسوزان دل دیوانه را دیوانه تر کن مرا از عالم تن بی خبر کن من از این پیکر خاکی گذشتم وجودم را ز نورت پر شرر کن خداوندا اگر باید هنوزم که باشد سایه شب ها به روزم اگر باید چراغی از حقیقت به راه ظلمت دل برفروزم بسوزانم بسوزانم بسوزانم بسوزان خداوندا من و این شام هجران دلی دارم از این قاله گریزان تو را خواهم تو را ای پاک مطلق که تا در ذات تو حل گردم آسان بسوزانم بسوزانم بسوزانم بسوزان

رضا

با سلام و درود فراوان بر شما دوست عزيز و گرامي و ضمن آرزوي تندرستي و سعادتمندي شما در تمامي مراحل زندگي باستحضار ميرساند کلبه درويشي حقير با مطلبي بعنوان ...برقراري عدل و عدالت در جهان يک آرزوست ؟ بروز شده است ...خوشحا خواهم شد تشريف بياوريد مثل هميشه منتظر قدوم سبز و حضور گرمتان هستم ...در پناه حق باشيد و خدانگهدارتان ............ زندگي بذر محبت کاشتنه .....نه به ناداني و نه به داشتنه .....حاصل عمرا گران مايه ما .......... نام نيک از خود بجا گذاشتنه ......نام نيک از خود بجا گذاشتن ................يا حق .........................