یا مقسم

یه روز دو تا بچه داشتن سر یه گردو دعوا میکردن یه رهگذری دعوای اون دو تا رو دید و

اومد جلو که به حساب خودش مسئله رو حل کنه و گردو رو دو قسمت کنه و هر قسمتشو 

 بده به یکی از اونا پس جلو اومد و به اون بچه ها گفت :  بیاید تا من براتون گردو رو قسمت

کنم بچه ها جلو اومدن وگردو رودادن به اون مرد، مرد وقتی گردو را شکست دید که توی

گردو پوک در این لحظه ندا اومد که اگر مقسمی قسمت کن ...

/ 10 نظر / 4 بازدید
مصطفی(هيچکس)

سلام شيدای عزيز آفرين جالب بود و پستای قبليت هم خوندم نکات جالبی بود که از خوندنشون لذت می برم..خوبه وبلاگ هايی هنوز می بينم پر از معنی موفق باشی

شميسا

آموزنده و جالب بود انشالله موفق باشيد

شب اول قبر

خيلی عالی بود. پس با اين تفاسير اون بچه ها اگه به دعواشون ادامه ميدادند و يکيشون برنده ميشد که گردو رو ور داره واسه خودش و اونوقت ميديد که واسه چيزه پوچ داشته دعوا ميکرده باز هم نکته ی آموزنده داشت..... من به روزم سری بزن

شيدا

فقط می تونم بگم بی نظيری هم به خاطر وبلاگ قشنگت هم به خاطر اينکه هم اسم منی... به منم يه سر بزن http://shaidanaaaz.blogfa.com/

نجوا

سلام به دوست خوبم از اینکه لطف کرده و به من سر زدید بینهایت تشکر میکنم و بابت پیام زیبایتان ممنونم خوشحال میشوم که باز هم از نظراتتان بهرمند گردم . شاد و سبز باشی.

پگاه

سلام شيدا جون . خوبی؟ دلم تنگ شده بود. من آپ کردم. دوست داشتی يه سر بزن.

مصطفی

سلام. هیچ سری به ما نمی زنی؟ داستان قشنگی بود.استفاده کردم. من هم به روزم

توکا

سلام واقعا جالب بود استفاده کردم به ما هم یه سری بزن قربانت

!!~~عشق به خدا شاهراهی به کمال~~!!

سلام ... تونظرات نوشته بوديد خرافات .... و اين واژه من رو اميدوار کرد ... چون شما گوشه ای از ظلم تاريخ رو شناخته ايد ... تشريف بياريد و در اين مورد بيشتر برامون بگيد .. که منظورتون چيه ... ممنون

عليزاده

بنام خداوند اهل قلم. ای کاش منم می تونستم مثل شمابنويسم برام دعا کنید و قدر خودتون بدونید